شورای ضد امنیت سازمان ملل/ هویت زدایی از موجودیت و منشورهای سازمان ملل و شرای امنیت

تهران- ایرنا- شورای امنیت سازمان ملل متحد در میانه تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، یکی از قابل تاملترین قطعنامههای تاریخ این نهاد بینالمللی را صادر کرد که در آن قربانی به جای متجاوز محکوم شده است. این روند و رویکرد اما نه در میدان عمل میتواند واقعیت حمله به ایران را تغییر دهد و نه بر عزم ایران برای دفاع تاثیر بگذارد.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، دوازده روز پس از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران و در حالی که جهان و افکار عمومی منتظر قطعنامهای برای پایان دادن به این تجاوز و محکومیت متجاوز بودند؛ شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیشنهاد بحرین نشستی را برگزار و در کمال حیرت، قربانی این جنگ و کشوری که مورد حمله قرار گرفت را محکوم کرد.
قطعنامه ۲۸۱۷ پیشنهادی ضد ایرانی بحرین در نشست روز چهارشنبه به وقت محلی ( ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۱۱ مارس ۲۰۲۵) شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد. بحرین این قطعنامه را به نمایندگی از دیگر کشورهای شورای همکاری خلیجفارس (کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی) با ۱۳ رای موافق و دو رای ممتنع روسیه و چین و بدون هیچ رای مخالفی به تصویب رساند. در این قطعنامه جمهوری اسلامی ایران با ادعای حمله به این کشورها، محکوم و بر حمایت از تمامیت ارضی، حاکمیت و استقلال سیاسی آنها تاکید شد.
واکنش ایران؛ اعتراض به تغییر جایگاه قربانی و متجاوز
تصویب این قطعنامه ضد ایرانی در شورای امنیت سازمان ملل با واکنش مقامات در تهران همراه بود. سخنگوی وزارت امور خارجه در پیام خود، این قطعنامه را فراتر از اختیارات (ultra vires)، غیرقانونی، تحریفگر اصول بنیادین منشور سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل، نشانگر زوال شورای امنیت و ابزاری شدن این نهاد؛ توصیف کرد و گفت: «شورا باید بهطور صریح و بدون ابهام، تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را محکوم میکرد. اما در عوض، ایران را محکوم نمود. حامیان این قطعنامه عمداً این واقعیت آشکار را نادیده گرفتند که ایران در حال دفاع از خود در برابر یک اقدام تجاوزکارانه آشکار و بی دلیل از سوی دو رژیم زورگو است؛ طرفه اینکه یکی از این دو رژیم، عضو دائم همین شورا هم است».
«اسماعیل بقائی» تصریح کرد: «هیچ کشوری نباید هیچگونه کمک و مساعدتی به جنگ غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ارائه دهد. این تجاوز مداوم علیه ایران بدون استفاده از پایگاهها و داراییهای نظامی آمریکا که در قلمرو کشورهای حوزه خلیج فارس مستقر هستند، امکانپذیر نبود.»
وزیر امور خارجه هم در گفتوگو با شبکه MS NOW از «فقدان عدالت در تصمیمها و قطعنامههای شورای امنیت»سخن گفت و با طرح این پرسش که «چگونه ممکن است شورای امنیت ما را بهخاطر دفاع از خود محکوم کند، اما ایالات متحده و اسرائیل را که این تجاوز را آغاز کردند محکوم نکند؟» بدیهیاتی را در عرف بینالملل یادآور شد و گفت: «اگر میخواهند قطعنامهای عادلانه و مؤثر صادر کنند، باید همه ابعاد هر رویداد را در نظر بگیرند. ما تحت حمله قرار گرفتهایم. این ایالات متحده و اسرائیل بودند که این جنگ را آغاز کردند و آنها باید محکوم شوند، نه ما. کاری که ما انجام میدهیم صرفاً دفاع مشروع از خود است.»
«امیر سعید ایروانی» سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل هم پس از صدور این قطعنامه آن را ظلمی آشکار علیه ایران دانست و گفت: «کشور من قربانی اصلی یک اقدام روشن تجاوزکارانه بوده است. این قطعنامه واقعیتهای موجود در صحنه را تحریف میکند و عامدانه علل ریشهای بحران کنونی را نادیده میگیرد.»
ایروانی تصریح کرد: «هدف واقعی متن قطعنامه جانبدارانه و با انگیزههای سیاسی که از سوی رژیم اسرائیل و ایالات متحده آمریکا به جلو برده شده کاملاً روشن است: وارونهسازی جایگاه قربانی و متجاوز. این قطعنامه به رژیمهای ایالات متحده و اسرائیل که منشور ملل متحد را نقض کرده و مرتکب اعمال تجاوزکارانه شدهاند پاداش میدهد. بدینترتیب، مصونیت از مجازات را تثبیت کرده و پیام نادرستی به جامعه بینالمللی ارسال میکند؛ پیامی که متجاوزان را برای ارتکاب جنایات بیشتر وقیحتر میسازد.»
نگاهی به پیدا و پنهان قطعنامه تصویبی
اجماع شکلگرفته پیرامون این قطعنامه غیرقانونی و لحن آن که خواستار توقف حملات از سوی ایران است، گرچه تند و الزامآور است اما اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد، در قطعنامه ۲۸۱۷ داستان جنگ را از نیمه روایت کرده است، روایتی به نفع خود و به ضرر واقعیت. ایران به دلیل حمله به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس محکوم شده است اما آیا این حمله به تعبیر کوروش احمدی، دیپلمات ایرانی، در خلاء روی داده است؟ این حمله چه زمانی و چرا آغاز شده و علیه چه مناطقی صورت گرفته است؟ پاسخ به این پرسشها، روشنگر واقعیاتی است که جهان یا دستکم کشورهای حوزه خلیج فارس عامدانه در حال انکار آن است.
احمدی در این زمینه معتقد است که این پیشنویس کاملاً یکجانبه است؛ یعنی به نحوی تنظیم شده که گویی اتفاقات یا حملاتی که آنان مدعی آن هستند در خلأ انجام گرفته است. به عبارت دیگر، در این قطعنامه هیچ اشارهای به تجاوزهای اسرائیل و آمریکا به ایران نشده و هیچ پیوندی میان اتفاقاتی که مدعی هستند در کشورهایشان رخ داده و این تجاوزات علیه ایران ایجاد نشده است. در این قطعنامه همچنین هیچ نامی از آمریکا و اسرائیل برده نشده که این یکی از ویژگیهای مهم این قطعنامه است.
این روایت یکجانبه از تحولات به تعبیر بقائی، تغییر جایگاه متجاوز و قربانی است؛ موضوعی که احمدی هم به آن اشاره و تصریح کرده است که جای قربانی تجاوز و متجاوز عملاً جابهجا شده و در نتیجه، قربانی تجاوز محکوم شده است. نکته مهم این قطعنامه این است که تمرکز آن صرفاً بر آنچه «حملات ایران به کشورهای منطقه» نامیده شده قرار دارد و فقط به این موضوع پرداخته شده است. در واقع، اشکال اساسی کار شورای امنیت در حال حاضر این است که تجاوزی علیه ایران صورت گرفته و همچنان نیز ادامه دارد، و بسیاری از اتفاقاتی که در کشورهای منطقه رخ داده در واقع نتیجه همان تجاوز به ایران است. با این حال، توجه چندانی به اصل مسئله و ریشه مشکل نشده و گویی حملات به کشورهای منطقه یا اتفاقاتی که در تنگه هرمز رخ میدهد، همگی در خلأ اتفاق میافتد.
واقعیت نادیده در روایت شورای امنیت
۹ اسفند ۱۴۰۴ در حالی که جمهوری اسلامی ایران، آماده برگزاری دور جدید مذاکرات هستهای با آمریکا بود، مورد حمله نظامی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت. در جریان این حمله رهبر سیاسی-معنوی ایران و بسیاری از فرماندهان کشور نه در میدان که در محل کار خود به شهادت رسیدند، بسیاری از مردم عادی و غیرنظامیان از دانشآموزان ابتدایی در میناب تا اندیمشک تا کارکنان اورژانس، زخمی یا کشته شدند. در پاسخ به این اقدام غیرقانونی و تجاوزکارانه، ایران حملاتی را به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه انجام داد؛ حملاتی که بارها درباره آن به کشورهای منطقه هشدار داده بود.
این گزارهها، واقعیاتی ملموس، محسوس و مستندی هستند که برای هرگونه تحلیل، اقدام و تصمیمی در هر حوزه و عرصهای مقدمه و پیشنیاز ورود است. نادیدهانگاری این واقعیتها گرچه در قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران به وضوح روشن بوده و دلایل آن هم مشخص است اما این انکار نمیتواند واقعیات موجود در میدان را تغییر دهند.
احمدی درباره بنیان حقوقی که ایران بر مبنای آن پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف قرار داده، گفت: در صورتی که کشوری مورد تجاوز قرار گیرد، بر اساس اصول حقوق بینالملل این حق برای آن کشور ایجاد میشود که واکنش نشان دهد. این واکنش میتواند هم علیه پایگاههای کشوری باشد که دست به تجاوز زده و هم در مواردی که از خاک یا حریم هوایی سایر کشورها برای انجام حمله استفاده شده است. به بیان دیگر، اگر از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه علیه ایران اقدام شده باشد، ایران از منظر حقوقی میتواند آن پایگاهها را هدف قرار دهد. همچنین اگر از فضای کشورهای منطقه برای حمله به ایران استفاده شده باشد، ایران میتواند نسبت به آن اقدام واکنشی انجام دهد.
واقعیت آن است که اگر تجاوزی به ایران اتفاق نمیافتاد، کشورهای منطقه در امان بودند، اگر کشورهای منطقه در سالهای گذشته سرزمین خود را در اختیار نیروهای نظامی آمریکا قرار نمیداد، این کشورها بمباران نمیشدند، اگر در زمان آغاز جنگ اجازه استفاده از این پایگاهها را به نیروهای آمریکایی نمیدادند؛ موشکهای ایران در آنها فرود نمی آمدند. این بدیهیات را کشورهای حاشیه خلیجفارس درحالی نادیده میگیرند که تهران بارها اعلام کرده است که خصومتی با همسایگان خود ندارد.
عراقچی در تازهترین توییت خود با بیان اینکه «چتر امنیتی که آمریکا سالها آن را تبلیغ میکرد، اکنون آشکار شده که پر از حفره است؛ چتری که نهتنها بازدارنده نبوده، بلکه عملاً زمینهساز تنش و بحران شده است»، گفت: «ایالات متحده حالا ناچار شده از دیگران، حتی از چین، درخواست کند تا به آن برای امن نگه داشتن تنگه هرمز کمک کنند.» وزیر امور خارجه ایران از برادران همسایه خود خواست که نیروهای متجاوز خارجی را از سرزمینهایشان بیرون کنند؛ بهویژه به این دلیل که تنها دغدغه و اولویت این نیروها دفاع از اسرائیل است.
فراگیری و منطقهای شدن جنگ علیه ایران، گرچه حقیقت پرتکرار اعلام شده از سوی مقامات ایران همزمان با لشگرکشی دونالد ترامپ به خاورمیانه بود اما طبع خودشیفته وی؛ تلخی این موضوع را برنتابید و تبعات آن را دقیق ارزیابی نکرد و به این ترتیب کشورهای منطقه قربانی این خودخواهی رئیسجمهور آمریکا و اعتماد خود به این فرد شدند. صدور این قطعنامهها به تصریح مقامات ایرانی خللی در عزم ایران برای دفاع مشروع و ذاتی خود از کشور ایجاد نخواهد کرد اما به نظر میرسد تردیدهای جدی در میزان کارایی، عدالت و قانونمداری نهادی چون شورای امنیت سازمان ملل ایجاد کردهاست.


